معنی صعبالعلاج
7 بازدید
[ صَ بُلْ عِ ] (ع ص مرکب) دشوار درمان پذیر. بیماریی که به آسانی به نشود. مرضی که بزودی درمان نیابد و معالجهٔ آن دشوار باشد.
کلمات همقافیه با «صعبالعلاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر