معنی صریف

معنی واژه صریف

6 بازدید
[ صَ ] (ع مص) بانگ کردن چرخ دلو وقت آب کشیدن. (منتهی الارب). آواز کردن نای چاه و آنچه بدان ماند. (مصادر زوزنی). || آواز کردن دندان شتر. (مصادر زوزنی). || (ص، اِ) سیم خالص. و منه ما انتم ذهباً و لا صریفاً و لکن انتم الخزف. (منتهی الارب). || بانگ در. (منتهی الارب). || آواز چرخ دلو. (منتهی الارب). بانگ بکره. (مهذب الاسماء). || (ص) شیر گرم دوشیده. (منتهی الارب). شیر تازه. (مهذب الاسماء). شیر تازه که هنوز گرم باشد. || شراب پاکیزه. (معجم البلدان). شراب آن ساعت که از خم بیرون آرند. || بانگ دندان شتر. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). || شاخ خود خشکیده از درخت، به فارسی خودخوش است. (منتهی الارب).
[ صَ ] (اِخ) موضعی است از نباج بر ده میلی آن و آن بلده ای است بنی اسیدبن عمروبن تمیم را بر سر راه و مرتفع است و بدانجا نخلی است. (معجم البلدان) (منتهی الارب).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید