معنی واژه صروف
7 بازدید
[ صَ ] (ع ص) ناقة صروف؛ ناقه ای که دندانش بسیار بانگ کند. (منتهی الارب). ناقه ای که دندان آن آواز دهد. الناقة التی لنا بها صریف. (اقرب الموارد). شترماده که دندان بر یکدیگر زند.[ صُ ] (ع مص) خواهش نر کردن سگ ماده. (منتهی الارب). || (اِ) حوادث. حدثان دهر و نوائب آن. گردشهای روزگار. شدائد روزگار. حوادث. (غیاث اللغات): نه برآنم که کشد هیچ زمن آنچ بر ما ز صروف زمنست. (از جهانگشای جوینی). و مترصد صروف روزگار پربهانه و مخالفت گورخان... (جهانگشای جوینی). و به صنوف صروف فتن و محن گرفتار و در معرض تفرقه و بوار... (جهانگشای جوینی). - صروف الدهر و صروف دهر؛ حدثان دهر.[ صَ رْ رو ] (اِخ) (دکتر یعقوب...) وی به سال ۱۸۵۲ م. در قریهٔ حدث (در سفح جبل لبنان) متولد شد. پدر او وی را بمدرسهٔ امریکائیان در عبیه فرستاد سپس بدانشگاه امریکائی داخل شد آنگاه دو سال در مدرسه های صیدا و طرابلس درس گفت و به سال ۱۸۷۶ مجلهٔ المقتطف را در بیروت انتشار داد و به سال ۱۸۸۸ آن را به مصر منتقل کرد و شهرت آن بهمه جا رسید. صروف تا هفتهٔ آخر عمر خویش بکار انتشار مجله مشغول بود. مجلهٔ المقتطف و مقالات علمی، تاریخی، فلسفی آن نیازی بتوصیف ندارد. آثار وی: ۱- تحلیل کتاب سموم منسوب به جابربن حیان که به سال ۱۹۲۱ در مجلهٔ المقتطف انتشار یافته است. ۲- تحلیل کتاب لباب الاداب تألیف اسامةبن منقذ کنانی مؤلف به سال ۵۷۹ هـ . ق. که به سال ۱۹۰۷ -۱۹۰۸ م. در المقتطف منتشر گشت. ۳- سرّ النجاح تعریب کتاب دکتر سمیلز چ بیروت ۱۸۸۰ م. و طبع سوم آن در مصر به سال ۱۸۸۵ پایان یافت. ۴- سیرالابطال و القدماء العظماء که به اشتراک دکتر فارس نمر آن را تعریف کرد و شامل قصص یونان قدیم است و به سال ۱۸۸۳ در ۱۸۴ صفحه در بیروت به طبع رسیده است. صروف به سال ۱۹۲۷ م. درگذشت. (معجم المطبوعات ستون ۱۲۰۶-۱۲۰۸).