معنی صرمة

معنی صرمة

7 بازدید
[ صَ مَ ] (ع ص) آنکه خشم او زود نرود. یقال: هو صرمة من الصرمات؛ ای بطی ء الرجوع من غضبه. (منتهی الارب).
[ صِ مَ ] (ع اِ) کفش. (ذیل قوامیس دزی). کفش ساغری. (دزی). || گلهٔ گوسفند. (دزی). || گلهٔ اشتر از ده تا چهل. (مهذب الاسماء). گلهٔ شتران مابین بیست عدد تا سی یا پنجاه یا چهل یا مابین ده تا چهل یا مابین ده تا چهارده پانزده. (منتهی الارب). || پاره ای از ابر. (منتهی الارب).
[ صِ مَ ] (اِخ) پدر است مر صرمة را که پدر پدر هاشم بن حرملة است. (منتهی الارب).
[ صِ مَ ] (اِخ) ابن ابی انس. رجوع به صرمةبن انس شود.
[ صِ مَ ] (اِخ) ابن انس بن صرمة صاحب رسول خدا (ص) رجوع به ابوقیس صرمة در این لغت نامه و عقدالفرید ج ۱ ص ۱۷۴ و ج ۲ ص ۲۵۷، چ محمد سعید عریان و المعرب جوالیقی ص ۸۷ و نزهة القلوب چ لیدن ج ۳ ص ۱۲ و الاعلام زرکلی ج ۲ ص ۴۳۱ شود.
[ صِ مَ ] (اِخ) ابن قیس. رجوع به صرمةبن انس... شود.
[ صِ مَ ] (اِخ) انصاری. رجوع به ابوقیس صرمة شود.

کلمات هم‌قافیه با «صرمة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید