معنی صرفهجو
6 بازدید
[ صَ فَ / فِ ] (نف مرکب) مقتصد. آنکه در خرج کردن اندازه نگاه دارد. پس اندازنده.
کلمات همقافیه با «صرفهجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر