معنی صرخد
6 بازدید
[ صَ خَ ] (اِ) اسم است مر خمر را. (منتهی الارب). و آن شراب منسوب بشهر صرخد باشد. رجوع به صرخدیة شود.[ صَ خَ ] (اِخ) شهری چسبیده به بلاد حوران از اعمال دمشق و آن قلعه ای است حصین و ولایتی نیکو و وسیع. شراب منسوب به آن معروف است. شاعر گفته است: و لذٍّ کطعم الصرخدی ترکته بارض العدی من خشیة الحدثان. (معجم البلدان). شهری است بشام و شراب را بوی منسوب کنند. (منتهی الارب) (قاموس). موضع بالجزیرة. (مهذب الاسماء). و در آنجا آب نیست مگر آنچه از باران در صحرا و بادیه ها جمع میشود «قمرا» و «متان» دو قریه از این شهر میباشند. (عیون الانباء ج ۱ ص ۳۰۷).
کلمات همقافیه با «صرخد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خد» برای سرودن شعر