معنی صربی
7 بازدید
[ صَ با ] (ع اِ) بَحیرَة، لانهم کانوا لایحلبونها الا للضیف فیجتمع اللبن فی ضرعها. (اقرب الموارد). و آن ماده شتر یا گوسفند است که در جاهلیت هرگاه ده بطن میزاد گوش او را شکافته، سر میدادند تا برود و بچرد هرجا که خواهد، و نمی دوشیدند او را مگر برای مهمان پس جمع می شد شیر در پستان وی گویا بازداشته شده است: یقال شاة صربی؛ یعنی گوسفند که شیر در پستان جمع شده باشد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صربی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر