معنی صربستان
7 بازدید
[ صِ بِ ] (اِخ) صربیه . و بزبان صرب سربیا یکی از دول کوچک شبه جزیرهٔ بالکان و از کشورهای قدیم اروپای وسطی واقع در ساحل راست دانوب است؛ مساحت آن ۸۷۰۰۰ هزار گز مربع و نفوس آن ۵۰۰۰۰۰۰ تن می باشد و پایتخت آن بلگراد است. رجوع به نقشهٔ یوگوسلاوی شود. قرنها با قبایل وحشی منازعه کرده و همواره وابسته به امپراطوری شرق و یونانیها و بلغارها و غیره بوده است. صربستان در قرن ۱۲ م. استقلال یافت و در قرن چهاردهم در زمان حکومت دوشان (۱۳۳۵ -۱۳۵۵) بقدرت رسید. ترکها پس از جنگ «کوسوو» بر آن تسلط یافتند. (۱۳۸۹). و با وجود طغیان «کاراژئورژ» (۱۸۰۴) تا سال ۱۸۱۵ آن را کاملا حفظ کردند در سال ۱۸۱۷ «میلوش اوبرِنوویش» از صربستان شاهزاده نشینی مستقل ایجاد کرد که کاملا نفوذ باب عالی (حکومت عثمانی) را در آنجا برسمیت شناخت چهل سال بعد ۱۸۵۶ قرارداد پاریس بنام ضمانت اروپا جای نفوذ سلطان را در شاهزاده نشین مزبور گرفت و در هنگام طغیان «بُسنی» و «هرزگوین»، صربستان علیه باب عالی (حکومت عثمانی) اعلام مخالفت کرد. سپاهیانش در آغاز مغلوب شدند اما روسیه دخالت کرد و عاقبت بر سپاه عثمانی ظفر یافت و طبق قرار داد برلن به صربستان استقلال کامل داده شد (۱۸۷۸) این کشور یک حکومت پادشاهی بنفع خاندان اوبرونویچ تشکیل داده در سال ۱۹۰۳ استقرار یافت. در سال ۱۹۱۲ - ۱۹۱۳ جنگ ضد عثمانی او را عظمت بخشید و بدنبال آن واقعهٔ سرائیو آتش جنگ بزرگ ۱۹۱۴ -۱۹۱۸ را روشن کرد. صربستان از طرف شمال توسط «آلمانها -اطریشیها» و از طرف جنوب توسط بلغارها پس از مقاومتی افتخارآمیز طولانی مغلوب شد (۱۹۱۴ - ۱۹۱۶) به سال ۱۹۱۸ توسط فاتحان فرانشه دسپری سر و سامان گرفت و به سال ۱۹۴۱ مرکز حکومت جمهوری یوگوسلاوی گردید. صربستان از سنهٔ ۱۹۴۱ م. یکی از شش جمهوری ملی کشور فدراتیو یوگسلاوی میباشد و خود مشتمل بر دو قسمت است: جمهوری متحدهٔ ملی یوگسلاوی مرکب است از جمهوری ملی صربستان، جمهوری ملی کرواسی، جمهوری ملی اسلوونی، جمهوری ملی بسنی و هرزگوین و جمهوری ملی مقدونیه و جمهوری ملی مونته نگرو. جمهوری ملی صربستان شامل ایالت خود مختار «وویووانیا» و ناحیهٔ خود مختار «کورسوومتوهیا» نیز میباشد. (مادهٔ ۲ قانون اساسی مصوب ۱۹۴۶ م.) و هر یک از جمهوریهای ملی دارای قانون اساسی مخصوص بخود میباشد. (مادهٔ ۱۱ آن قانون) مجمع ملی جمهوری متحدهٔ یوگسلاوی عالی ترین مرجع قدرت حاکمهٔ دولت است و آن دارای دو مجلس است: «شورای متحده» و «شورای ملل» نمایندگان مجلس اول از طرف تمام مردم کشور برای هر پنجاه هزار تن یک نماینده انتخاب میشوند و نمایندگان مجلس دوم از طرف مردم هر منطقه جدا، چنانکه مردم هر جمهوری سی تن و مردم هر ایالت خود مختار بیست و مردم هر ناحیهٔ خود مختار پانزده تن انتخاب میکنند. (مواد ۴۹ تا ۵۴ همان قانون) مجمع ملی هر شش ماه یک دورهٔ یک ماهه جلسات دارد و در بقیهٔ مدت هیئت رئیسهٔ مجمع ملی وظایف آن را انجام میدهد. انتخاب و انفصال دولت بوسیلهٔ مجمع ملی صورت میگیرد و مسئول آن میباشد، هر یک از جمهوریها دارای مجمع ملی جمهوری مخصوص و هیئت دولت مخصوص میباشند. وزارتخانه های جمهوری متحده از قرار ذیلند: خارجه، دفاع، ارتباطات، دریاداری، پست، تجارت خارجی. وزارتخانه های جمهوریهای جزء از این قرارند: دارائی، داخله، دادگستری، صناعت، معادن، بازرگانی، ارزاق، کشاورزی، کار، امور عام المنفعه. (مادهٔ ۸۶ همان قانون) قضات هر جمهوری و ایالت بوسیلهٔ مجمع ملی آن انتخاب میشوند. سامی بیک نویسد: تا این اواخر [ اوائل قرن بیستم ] بشکل شاهزاده نشین تابع ترکیه بود، بر طبق قرارداد برلن از دولت مزبور جدا و صاحب استقلال شد و پس از چهار سال مبدل به پادشاهی گردید. {aموقع، مرزها، مساحت:a} پادشاهی صرب در قسمت شمال غربی شبه جزیرهٔ بالکان واقع است و شامل قسمت شرقی اراضیی که مسکن صربها و قریب ثلث تمام کشور است. در بین ً۱۵، َ۲۲، ْ۴۲ با ً۵۰، َ۵۸، ْ۴۴ عرض شمالی و َ۴۹، ْ۱۶ با ً۳۱، َ۲۹، ْ۲۰ طول شرقی واقع گشته، شکل مثلثی غیرمنتظم را نشان میدهد که قاعدهٔ این مثلث در طرف شمال، در دو مجرای صاوه و دانوب، و رأس آن در جانب جنوب و نزدیک ورانیه است، در طرف شمال تا بلگراد بوسیلهٔ مجرای صاوه و پائین تر از آنجا بوسیلهٔ مجرای دانوب از کشور اتریش و مجارستان جدا شده در سوی شرق ابتدا بواسطهٔ مجرای دانوب از رومانی جدا گردیده و حدود دانوب از مصب تیموق مفروز گردد. طرف بالا از سوی مشرق با بلغارستان، از دو جهت جنوب و جنوب غربی با ولایت قوصوه (گسبه) از کشور عثمانی یعنی خطهٔ ارنعودستان، و از سمت مغرب نیز به بوسنه محدود است، و نهر درینه قسمت اعظم حدود غربی آن را تشکیل می دهد و حدود شرقی و غربی و جنوبی در اکثر نقاط تابع جریان رودهاست، بدین جهت در هر طرف مرزی طبیعی بنظر میرسد. مساحت سطح آن بالغ بر ۴۸۵۸۹ هزار گز مربع و شمارهٔ نفوس آن ۲۱۶۲۷۵۹ تن است. {aاوضاع طبیعی، کوهها و نهرها:a} اراضی صربستان بسیار برجسته و ناهموار است. از هر طرف کوهها این سرزمین کوچک را احاطه کرده است چنانکه جناح شرقی سلسلهٔ جبال آلپ از خاک بوسنه و ارنعودستان گذشته و از جهت جنوب غربی صربستان بداخل این کشور امتداد مییابد و در طرف مشرق آن رشته ای از سلسلهٔ جبال بالکان دیده میشود و در شمال شرقی رشته ای از سلسلهٔ جبال کارپات معبری تشکیل میدهد و سپس بطرف دانوب ارتفاع میگیرد. این کوه ها از سه جهت مختلف در داخل کشور مذکور دارای شعب و رشته های بسیاری است که با یکدیگر تلاقی می کنند و در نتیجه مناطقی کوهستانی شامل دشت ها، گردنه ها و دره ها که در عین حال زیبا و خوش منظره است بوجود می آورد. این کوه ها چنان بهم پیوسته است که تعیین مبدأ آنها دشوار است و غالباً بصورت کوهی منفرد بنظر می رسند. بلندترین کوههای واقع در طرف مغرب این کشور عبارت است از: یاوور، پلانینه و غولیه پلانینه که در حدود عثمانی است و ارتفاع کوه نخستین به ۱۷۰۰ و دومی به ۱۸۱۹ گز میرسد. در نقاط شمالی تر نزدیک به حدود بوسنه، دو کوه یاغودینه و مالین وجود دارد، و کوه للووه با ارتفاع ۱۲۷۲ گز در محل التصاق این دو کوه دیده میشود. ارتفاع بلندترین نقطه از کوه قپائونیق واقع در جهت جنوب در مرز عثمانی به ۱۸۲۲ گز میرسد، و بلندی مرتفعترین قلهٔ کوه استاره پلانینه واقع در جهت شرقی، در مرز بلغارستان ۲۱۱۹ گز است، و این قله مرتفع ترین قلل کشور صرب است. سلسلهٔ جبال گولوبینیه مهمترین کوههای واقع در شمال شرقی و پیوسته بجبال کاراپات است که ارتفاع بلندترین قلهٔ آن ۱۱۷۴ گز می باشد. در صربستان رودها و نهرهای فراوان وجود دارد. قسم اعظم مرزهای شمالی و اندکی از حدود شرقی این کشور بوسیلهٔ رود دانوب افراز میگردد، بدین جهت تمام صربستان در اندرون حوضهٔ دانوب واقع و نهر صاوه که از شعب دانوب است حد شمالی غربی آن را تشکیل می دهد، و نهر درینه از شعب صاوه قسمت اعظم مرزهای غربی را بوجود می آورد. از طرف راست در داخل خاک صربستان نیز یکی دو نهر بدان می پیوندد. علاوه بر این سه نهر مرزی، چند نهر دیگر نیز در این کشور وجود دارد که برود دانوب میریزند که بزرگترین آنها نهر موراوه نام دارد و قسمت بزرگ کشور در حوضهٔ موراوه واقع است. نهر موراوه از آبهائی که از کوههای حدود بلغارستان جاری است تشکیل شده و از وسط صربستان بسمت شمال میرود و بنام موراوه بلغار خوانده می شود و در اواسط این کشور به موراوه صرب که از جهت مغرب جاری است می پیوندد، و رود آیبار از سنجاق برشتنه از ولایت قوصوه به موراوه صرب داخل شده در نتیجه رود موراوه بسیار بزرگ می گردد و بطرف شمال میرود و در خط سیر آن چند نهر دیگر نیز از جانب راست و چپ بدان متصل می شود و پس از عبور از بغازهای تنگ بدشت سمندره میرسد و در آنجا دو قسمت شده یکی در نزدیکی سمندره و دیگری اندکی پائین تر برود دانوب میریزد. تمام قسمت جنوبی صربستان یعنی زیاده از نصف آن در حوضه موراوه واقع و همه آبهای آن وارد این نهر می شود. در قسمت شمالی این سرزمین نیز چند نهر وجود دارد که مستقیماً به دانوب میریزد و مهم ترین آنها نهرهای ملاوه است که در قسمت سفلای مصب موراوه وارد میشود و «پک» که در غرادیشته منصب گردد و تیموق هم که از طرف مشرق حدود بلغارستان را جدا میسازد وارد این نهر میشود، و بین دو مجرای درینه و موراوه نهری بنام قولوباره وجود دارد و این نهر از چند رودخانه ای که از کوههای مالین جاری است تشکیل شده، به نهر صاوه میریزد. در صربستان دریاچه های مهمی نیست و تنها در نواحی مرتفع جنوب شرقی چند دریاچهٔ کوچک و برکه ها وجود دارد و در نزدیکی بسترهای دانوب و صاوه چند مرداب و در بین این دو نهر جزیره های کوچک، دیده میشود. {aآب و هوای صربستان: a}هوای صربستان معتدل و ملایم است. در تابستانها درجهٔ حرارت از ۲۵ بالاتر نیست و در زمستانها بدو درجه زیر صفر می رسد ولی همه ساله یکسان نیست و اغلب بر اثر بادها اختلاف دیده میشود، صربستان از نظر موقع با ممالک جنوبی اروپا همانند است. ولی از حیث هوا مشابه اروپای وسطی است. کوه های جنوبی آن مانع جریان باد می باشد. در فصل زمستان بادهای شمال غربی و شمال شرقی بیشتر است که نخستین موجب نزول برف میشود و دومی هوای صاف و سرد بوجود می آورد. بادهای جنوبی گاهگاهی جریان دارد و موجب گرمی هوا و نزول باران است هنگامی که بادهای غربی و جنوب غربی از طرف دریای آدریاتیک میوزد هوای بسیار خوبی تولید می کند که در فصل زمستان سبب باریدن باران و در تابستان موجب خنکی هوا میشود و بطور کلی باران در این منطقه بحد اعتدال است. {aمحصولات و نباتات:a} اراضی صربستان و بخصوص دو وادی موراوه و صاوه بسیار حاصلخیز است. با اینکه کشت و کار بطرز قدیم انجام میگیرد باز هم محصولات فراوانی در آنجا بعمل می آید که قسمتی از آن جزء صادرات است، قریب یک دوم محصولات صربستان ذرت است. که رقم عمدهٔ مصرف اهالی است و پس از تأمین احتیاج عمومی همه ساله قریب ده دوازده هزار طونیلات از آن صادر میشود، و دیگر از محصولات عمدهٔ آن گندم است که سالی قریب چهل پنجاه هزار طونیلات آن صادر می گردد. محصول جو، چاودار و حبوبات دیگر در درجهٔ سوم است. صادرات کنف در حدود سالی یک ملیون و نیم فرانک است... باغچه های سبزیکاری و درختان میوه دار آن بسیار و مخصوصاً زردآلوی فراوانی دارد که خشکیدهٔ آن صادر میشود و قسمت عمدهٔ آن به مصرف داخلی میرسد. سیب، گلابی، گیلاس، انجیر، بادام، شاهبلوط و میوه جات دیگر نیز در آنجا بعمل می آید. محصول پنبه هم بر اثر تجربه نتیجهٔ مطلوبی داده است. بطور کلی نود درصد از اهالی صرب برزگراند و نه تنها روستائیان بلکه بیشتر قصبه نشینان نیز به این پیشه اشتغال دارند. در دورهٔ حکومت عثمانی صربستان بکثرت مراتع معروف بود ولی از آن به بعد مراتع بزمین های مزروعی تبدیل شده است، ولی با این وصف هنوز هم مراتع فراوانی دارد و حیوانات اهلی آن فراوان است... اسبهائیکه در جهت مشرق و اطراف زایچار است بد نیست. پشم گوسفندان آنجا زیاد ولی کلفت و زبر است. خوکها در جنگلها پرورش می یابند و بلوط جنگلی می خورند و سالی ده دوازده میلیون فرانک از آن باتریش صادر میشود. زنبور عسل و کرم ابریشم بسیار کم است. سابقاً جنگلهای فراوان داشته ولی بر اثر عدم مراقبت فعلاً مقدار کمی از آن باقی است و تنها در جنوب غربی و جنوب، و در نواحی فوقانی حوضهٔ نهر درینه جنگلهای وسیع دیده میشود چوب های جنگل آن بیشتر به مصرف سوخت میرسد و چوب مصرف نجاری را از اتریش وارد می کنند. نباتات و اشجار صربستان از یکطرف به آلمان و از طرف دیگر باقطار بالکان شبیه است. در صربستان معادن فراوان وجود دارد: زغال سنگ، لینیت، گرافیت آن بسیار و معادن آهن، مس، سرب، نقره، آنتیمون، زیبق، مغناطیس، نیکل، کبالت و طلا در نقاط مختلفهٔ آن موجود است. رومیان قدیم برای استخراج معادن در صربستان ادارهٔ مخصوص داشتند و اجاقهای معادن آنان تا امروز باقیست، ولی امروز بازار استخراج از رونق افتاده است. مرمرهای الوان، احجار لیتوگراف هم در آنجا فراوان است، و همچنین آبهای معدنی و چند حمام معدنی سودمند در آن موجود است. {aسازمان دولتی :a} صربستان دارای حکومت مشروطه است. پادشاه کشور از خاندان اوبرنوویچ است و سلطنت آن موروثی است و هیئتی مرکب از هشت تن وزیر، و یک مجلس مبعوثان مرکب از ۱۳۴ عضو، و یک شورای دولتی و مرکب از ۱۶ تن عضو امور کشور را بدست دارد. کسانی که سن آنان بیش از ۲۱ سال بوده و مالیات سالیانهٔ ایشان به ۳۰ فرانک برسد حق انتخاب کردن را دارند و وکلا باید تحصیلات عالیه را طی کرده باشند. نمایندگان مجلس و مدیران ناحیه از طرف مردم انتخاب میشوند. دورهٔ خدمت سربازی آن یکسال و دورهٔ ردیفی ۹ سال است. هر مرد صربی بدون استثنا از ۲۱ سالگی تا ۳۱ سالگی جزو نیروی نظامی و ردیف میباشد. بعداً ده سال در صنف اول و ده سال در صنف دوم عساکر ملی محسوب میشود که جمعاً بیست سال جزو عساکر ملی است. در قدیم الایام صربستان و نقاط همجوار آن مسکن مردمی از اقوام پلاسگ که از نژاد اهالی قدیم تراکیا بودند، بوده؛ سپس جمعی از اقوام کلت هم از جهت شمال غربی بدین نقاط آمدند. آنگاه رومیان آن سرزمین را تصرف کردند و عدهٔ بسیاری از آنان در این ناحیه متوطن گشتند و ضمناً بومیان هم عادات لاتینها را کسب کرده بودند. در قرن ۷ م. هرقل از امپراطوران قسطنطنیهٔ روم صربها را برای سرکوبی آواره ها دعوت کرد و اینان از حوالی سلسلهٔ جبال کارپات بصربستان آمده در آنجا متوطن شدند، و بصورت قبیله زندگی می کردند. هر قبیله غیر از رئیس خویش با کسی ارتباط نداشت و یک سالار و رئیس بزرگ موسوم به «ژویان» در دشنیجه در کنار درینه داشتند ولی تنها اسمی بود و نفوذی نسبت برؤسای دیگر نداشت. صربها مدتی بنام امپراطوران روم جنگ می کردند و به سال ۱۰۱۹ م. امپراطور واسیل به دولت بلغار خاتمه داد، و جنگ پایان یافت و صربستان بصورت یکی از ایالات بیزانس درآمد. در قرن نهم صربها نصرانیت را پذیرفته، و تابعیت بیزانس را نمی خواستند و برای رهائی از چنگ آنان تلاش می کردند. عاقبت «استفان نماینا» که یکی از رؤسای آنان بود در سال ۱۱۵۹ این آرزو را عملی کرد و کشور را از چنگ بیگانگان درآورد و رؤسای دیگر را هم مغلوب کرده، پادشاهی خود را اعلان نمود، و استفان دوشان یکی از احفاد وی تا سال ۱۳۳۴ حکمرانی داشت و قوت و اقتدار فراوانی بدست آورد. سپس مقدونیه و ارنعودستان و تسالیا و قسمت شمالی یونان را نیز متصرف شد و دولتی نیرومند بوجود آورد و کشور بزرگ خود را بچند قطعه منقسم ساخت. پس از وفات وی پسر او اوروش پنجم چون کفایت ادارهٔ این مملکت بزرگ را نداشت، کشور بصورت ملوک الطوایف درآمد و پس از مرگ وی چون فرزندی نداشت به سال ۱۳۶۹ خاندان نماینا منقرض گردید و مردی بنام «ووگاچین» حکومت را بدست گرفت ولی دیری نپائید که در جنگ با عثمانیان شکست خورده و درگذشت و زمام کشور بدست لازار هربلیانوویچ افتاد و او هم در جنگ بزرگ قوصوه از سلطان مراد فاتح شکست یافت و بقتل رسید و به سال ۱۳۸۳ استقلال و دولت قدیم صربستان خاتمه یافت. صربها مقاومت هائی کردند ولی سودی نداشت و ناگزیر اطاعت عثمانیان را پذیرفتند، و از آن تاریخ صربستان بصورت یک ایالت از کشور معظم عثمانی درآمد. در نتیجه بلگراد منطقهٔ جنگی بین عثمانی و آلمان و مجارستان گردید و قرنها صربستان میدان جنگ های بزرگ بود و بالاخره در اوائل قرن حاضر امارات و علائم عصیان در صربستان پدید آمد و در سال ۱۸۰۷ در اثنای محاربهٔ روس شخصی موسوم به قره یورکی سردستهٔ شورشیان گردیده آنها را متشکل ساخت، ولی در سال ۱۸۱۲ پس از انعقاد پیمان بکرش با روسیه مجدداً امنیت و آرامش برقرار گردید، و قرایورکی باتریش گریخت. به سال ۱۸۱۵ صربها بتحریک رئیسی بنام «میلوش اوبرنوویچ» طغیان کردند و بیک نوع از خودمختاری نایل گشتند و میلوش سمت پرنسی یافت و از جانب دولت عثمانی شناخته شد. مناسبات میلوش با باب عالی خوب بود و ضمنا می کوشید که امتیازات بیشتری بدست آورد ولی رؤسای دیگر صربستان با او همداستان نبودند و کار رقابت آنان بجائی رسید که موجب جنگ و اغتشاش داخلی گردید و به سال ۱۸۳۹ میلوش زمام امور را بدست فرزند خود داده و خویشتن از صربستان خارج گشت. دولت روسیه با خاندان اوبرنوویچ موافق نبود لذا به سال ۱۸۴۴ میشل هم راه پدر را گرفت، و آلکساندر پسر قره یورکی مذکور بحمایت کابینهٔ پطرزبورگ جانشین وی شد و اصلاحات بسیاری در صربستان پدید آورد. در جنگ کریمه بر خلاف میل روسیه، بی طرفی گزید. بر طبق معاهدهٔ پاریس صربستان بایست تحت کفالت دول امضا کنندهٔ پیمان باشد و بالاخره به سال ۱۸۵۸، اسقوبچینه میلوش اوبرنوویچ پیر را بپرنسی دعوت کرد. وی هم به سال ۱۸۶۰ درگذشت و پسرش میشل دوباره به پرنسی صربستان نایل گردید. در زمان این شخص به سال ۱۸۶۲ در قلعهٔ بلگراد در بین عساکر عثمانی و سکنهٔ شهر نزاعی درگرفت و شهر را به توپ بستند، و به سال ۱۸۶۷ عساکر عثمانی قلاع صربستان را تخلیه کردند و در تاریخ ۱۸۶۸ طرفداران آلکساندر قره یورکوویچ پرنس میشل را بقتل رسانیدند، ولی در آن موقع باب عالی و اسقوبچینه میلان پسر ۱۴سالهٔ وی را به پرنسی معین کردند. در نتیجه دست خاندان یورکوویچ کوتاه شد. به سال ۱۸۷۶ صربستان با دولت متبوع خود آغاز مخالفت کرد. در نتیجه عساکر عثمانی از هر سو بدرون کشور در آمدند. زایچار و آلکسیناچ و نقاط دیگر را گرفتند و با وساطت دول اروپائی متارکه و مصالحه منعقد گردید، ولی صربها دست نکشیدند و از جنگ روسیه استفاده کرده با دولت عثمانی درافتادند ولی سودی نبردند و معاهدهٔ آیاستفانوس نیز سهمی برای آنها قائل نشد، اما بر طبق عهدنامهٔ برلن نقاط نیش، شهر کویی، لسکوواچ و ورانیه بصربستان ملحق گردید و در اثر همین پیمان از تابعیت عثمانی خارج و بشکل دولت مستقلی درآمد و به سال ۱۸۸۲ پرنس میلان پادشاه شد و دول اروپائی او را برسمیت شناختند و به سال ۱۸۸۵ صربستان به بلغارستان اعلان جنگ داد و پس از فیروزی موقت شکست خورد ولی در سایهٔ اتریش چندان صدمه ندید. میلانشاه به سال ۱۸۸۹ میلادی بنفع پسر خردسال خود آلکساندر دست از سلطنت برداشت و از صربستان خارج شد. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «صربستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر