معنی صرب

معنی صرب

6 بازدید
[ صَ ] (ع اِ) صمغ سرخ. (مهذب الاسماء). صمغ. || رنگ سرخ صمغ درخت طلح. (منتهی الارب). || شیرهای ترش. || شیر که در مشک نگاه دارند. شیر دوشیده بر شیر خفتهٔ ترش. (منتهی الارب). شیر که در مشک کرده توشه سازند آن را. (منتهی الارب). || (مص) شیر بر هم دوشیدن. (تاج المصادر بیهقی). || جمع کردن شیر در مشک تا ترش شود. || بول بازداشتن. نگاه داشتن بول. || بستن شکم کودک از روان شدن تا فربه شود. باز داشتن بول را و بند کردن بقابضات تا فربه شود. (منتهی الارب). || گیاه خوش و برگزیده آوردن زمین. (منتهی الارب).
[ صِ ] (ع اِ) خانه های چند است مر عرب را. (منتهی الارب). خانه های اندک از اعراب ضعیف و ناتوان. خانه های چند مر ضعفای عرب را.
[ صَ رَ ] (ع مص) فراهم آمدن جغرات ساختن شیر را. (منتهی الارب). || بازداشتن بول را. (آنندراج). || بند کردن بقابضات تا فربه شود. (منتهی الارب). || جمع کردن شیر در مشک تا ترش شود. (آنندراج). || (اِ) جِ صربه.
[ صُ ] (ع اِ) جِ صریب. شیر ترش. (آنندراج).
[ صِ ] (اِخ) (قبائل...) سامی گوید: نام قومی است از اقوام اسلاوهای جنوبی و دو شعبهٔ دیگر مسمی بکرواتها و اسلاوها، در گوشهٔ شمال غربی از شبه جزیرهٔ بالکان و نقاط نزدیک به آن از اتریش و مجارستان و بالاخره در ساحل شمال شرقی از دریای آدریاتیک و حوزهٔ صاوه سکونت گزیده اند و فعلاً [ در آغاز قرن بیستم ] کشورهای صرب، بوسنه، هرسنگ، قره طاغ، دالماسیه، کرواسی و اسلاونیه محل سکونت صربها می باشد. عدهٔ نفوسشان قریب به ۸ میلیون است، وطن اصلی صربها در شمال سلسلهٔ جبال کارپات در گالیسیا بود و در قرن ۷ م. بسوی جنوب غربی مهاجرت کرده، از دانوب گذشتند و به اراضی فعلی شان که مسکن دو قوم ایلیری و کلت بود درآمده و با آنها درآمیختند، پس زبانشان بر زبان آنان فائق آمد و چندین گروه هم در طرفین بالکان نفوذ کردند و با تاتارهای محلی و با آنان که از جهات ولگا به این نواحی آمده بودند آمیزش یافتند و در نتیجه قوم بلغار حالیه بوجود آمد. بدین وجه، بلغارها از نژاد تاتار و صرب، و صربها، از امتزاج واختلاط اصل صرب با افراد کلت و ایلیری پدید آمده اند صربها مخصوصاً آنانکه در بوسنی و هرسک و قره طاغ و دالماسیه سکونت دارند و با ایلیریها یعنی آرناؤدهای قدیم اختلاط و آمیزش پیدا کرده اند مانند سایر اسلاوها افرادی کوتاه قد نیستند بالعکس بلندقامت و تناور و دارای حرکات پهلوانی و قهرمانی میباشند. ادبیات زبان صرب تازه است. ارتودوکس ها زبان خود را به الفبای روسی و پیروان کاتولیک بحروف لاتن مینویسند. بیش از نیم میلیون مسلمان هم در بین صربها هست که در بوسنه و هرسک سکونت دارند و اینان هم میخواهند زبان خود را با الفبای عربی بنویسند. (قاموس الاعلام ترکی). فعلا نیز جامعهٔ مسلمانان صرب و یوگسلاوی مجله ای بزبان های صربی و ترکی و عربی صادر می کنند. ادبیات فارسی نیز در صربستان در عهد ترکان عثمانی مدتها ترویج میشد و برخی نسخه های مخطوط از کتب فارسی که در صربستان نوشته شده هنوز در کتابخانه ها دیده می شود. برای نمونه رجوع به الذریعه ج ۸ ص ۱۶۷ شود.

کلمات هم‌قافیه با «صرب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید