معنی صراد
8 بازدید
[ صُ ] (ع ص) نعت فاعلی است از صرد. (معجم البلدان). رجوع به صرد شود.[ صُ ] (اِخ) موضعی است در شعر شماخ. (معجم البلدان).[ صُ ] (اِخ) نصر گوید: هضبه ای است به حریز حوأب در دیار کلاب. (معجم البلدان).[ صُ ] (اِخ) موضعی است در نزدیکی رحرحان، بنی ثعلبةبن سعدبن ذبیان را. (معجم البلدان).[ صُ ] (اِخ) ابن صرد، مکنی به ابونعیم. تابعی است.[ صُ رْ را ] (ع اِ) ابر تنک بی آب و باران. (منتهی الارب). ابر تنک بی آب. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «صراد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر