معنی صراحیگردن
8 بازدید
[ صُ گَ دَ ] (ص مرکب) با گردنی چون گردن صراحی. گردن دراز و کشیده : اشتر صراحی گردنا دانم چه خواهی کردنا با پنبه بازی می کنی گردن درازی می کنی. (منسوب به عبدالواسع جبلی). از صراحی گردنان دارد کسی را در نظر شاخ گل دستی که در گلزار بالا می کند. صائب. رجوع به صراحی شود.
کلمات همقافیه با «صراحیگردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر