معنی صراح

معنی صراح

7 بازدید
[ صَ ] (ع ص) خالص و بی آمیغ. (منتهی الارب).
[ صُ ] (ع ص) خالص هر چیز. (غیاث اللغات). خالص و بی آمیغ از هر چیزی. (منتهی الارب). خالص. (نشوء اللغة ص ۱۴۰) (مهذب الاسماء). محض. خالص. غیر مشوب : هر خبط عشوا و قولی بر عمیا کذب صراح و محض افتراء. (جهانگشای جوینی). از صراحی خون صراح جوشید و ایشان صراح پنداشتند. (جهانگشای جوینی). || کاسٌ صراح؛ کاس پاکیزه و خالص از آمیختگی. (منتهی الارب). || می خالص. (دهار). می بی آب. می صافی. (زمخشری). || سخن خالص و بی آمیغ. || (اِ) اسم است مواجهه را یعنی روی باروی. || (مص) رویاروی دشنام دادن کسی را. (منتهی الارب). و رجوع به صِراح شود. || (اِمص) روشنائی. (غیاث اللغات).
[ صِ ] (ع مص) رویاروی دشنام دادن کسی را. و رجوع به صُراح شود. || (اِ) آشکارا. (منتهی الارب).
[ صُ رْ را ] (ع اِ) نوعی از ملخ که خورده میشود. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «صراح»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اح» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید