معنی صراة
7 بازدید
[ صَ ] (ع ص) ناقه ای است که آن را نادوشیده باشند تا بزرگ پستان و پرشیر نماید. (منتهی الارب). || نطفةٌ صراة؛ نطفهٔ محبوس و بازداشته شده. (منتهی الارب).[ صَ ] (اِخ) یاقوت آرد: صراة دو نهر است به بغداد، صراة کبری و صراة صغری و من (یاقوت) جز یکی را نشناسم و آن نهری است که از نهر عیسی از بلدی که آن را مُحول نامند گرفته میشود و بین آن بلد و بغداد یک فرسنگ است و ضیاع بادوریا را سیراب کند و از آن نهرها جدا شود تا آنکه به بغداد رسد و از قنطرهٔ عباس و صبیبات و رحاالبطریق و عتیقة و جدیدة بگذرد و بدجله ریزد و اکنون جز قنطرهٔ عتیقه و جدیده بر آن نمانده است و از صراة نهری برده اند که آن را خندق طاهربن حسین گویند اول آن اسفل از فوهة صراة است که از جانب حربیة گرد بغداد گردد و بر آن قنطرهٔ باب الحرب است و از پیش باب البصرة بدجلة ریزد و اهل اثر گویند صراة عظمی را بنوساسان کندند، از آن پس که نبطی ها را براندند. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «صراة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر