معنی صدیق حسنخان
8 بازدید
[ صَ حَ سَ ] (اِخ) محمدبن علی بن حسن بن علی بن لطف اللََّه الحسینی مکنی به ابوالطیب. وی به سال ۱۲۴۸ هـ . ق. در قنوج متولد شد و از اکابر وطن خویش علم فراگرفت سپس بدهلی که در آن هنگام بعلماء دین مشحون بود برفت و نزد شیوخ آن شهر و مخصوصاً شیخ صدرالدین دهلوی منقول و معقول را تلمذ کرد، سپس از دهلی به بهوپال شد و از آنجا به حجاز رفت و حج بگزاشت و نزد علمای یمن اشتغال جست و هشت ماه در حرمین عاکف بود، آنگاه به بهوپال بازگشت و ملکهٔ اقلیم دکن را بزنی گرفت و آن جا را وطن خویش ساخت و کتب بسیار فراهم آورد و به نشر علم و افادت بر علما پرداخت و به عربی و فارسی و هندی تألیف می کرد و تألیفات او بالغ بر ۲۲۲ مجلد است، و از آن جمله است: ۱ -ابجدیة العلوم در سه قسم: قسم اول بنام الوشی المرقوم در بیان احوال علوم از فلسفه و توحید و لغت و تاریخ. قسم دوم السحاب المرقوم در انواع فنون و اصناف علوم. قسم سوم الرحیق المختوم من تراجم ائمة العلوم، و او کتابی نیک مفید است. مؤلف این کتاب را به سال ۱۲۹۰ فراهم آورده است و جزو سوم آن به سال ۱۲۹۶ در بهوپال در ۹۷۰ صفحه به طبع رسیده است. ۲ -الاذاعة لماکان و مایکون بین یدی الساعة. ۳ -الاقلید لادلة الاجتهاد و التقلید. ۴ -اکلیل الکرامة فی بیان مقاصد الامامة. ۵ -الانتقاد الرجیح فی شرح الاعتقاد الصحیح. ۶ -البلغة فی اصول اللغة. ۷ -حسن الاسوة بما ثبت من اللََّه و رسوله فی النسوة. ۸ -حصول المأمول من علم الاصول. ۹ -خبئة الاکوان فی افتراق الامم علی المذاهب و الادیان. ۱۰ -الخطة فی ذکر الصحاح الستة. ۱۱ -خلاصة الکشاف... وی به سال ۱۳۰۷ هـ . ق. درگذشت. رجوع به معجم المطبوعات ستون ۱۲۰۱ -۱۲۰۶ و رجوع به الاعلام زرکلی شود.
کلمات همقافیه با «صدیق حسنخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر