معنی صدمرده
7 بازدید
[ صَ مَ دَ / دِ ] (ص نسبی مرکب، ق مرکب) بقدر صدمرد. به اندازهٔ صد مرد: اگر زاید بود صدمرده کوشد که تو بیرون کنی تا او بپوشد.نظامی.
کلمات همقافیه با «صدمرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر