معنی صدقیا
6 بازدید
[ ] (اِخ) آخرین (تن) از سلسلهٔ سلاطین یهود. او پسر یوشیا و عم یهویاگین و نام حقیقی وی متانیا بود و نبوخد نصر (نبوکد نزر) نام او را به صدقیا مبدل کرد و او را به تخت نشانید. وی در ۲۱ سالگی جلوس کرد و مدت یازده سال از ۵۹۸ تا ۵۸۸ پیش از مسیح پادشاهی کرد. (دوم تواریخ ایام ۳۶:۱۱) وی مردی نادان و سخیف الرأی بود و بروزگار او اسباط فاسد گشتند و وی را چندان اقتدار نبود که ارمیا را پاک کند و پیمبران دروغ گو را بر آن داشت که اسباط را بفریفتند و از این کار زیانها پدید شد. به سال نهم سلطنت خویش بر نبوخد نصر عاصی گشت و نبوخد نصر به یهودیه لشکر کشید و همهٔ شهرهای آنجا را مسخر کرد و به سال یازدهم سلطنت او که با قرن چهارم پیش از میلاد مطابق بود پادشاه بابل اورشلیم را بگرفت. صدقیا با رجال دولت خود بخیال افتاد که شبانه فرار کند، لکن عساکر کلدانیان آنان را در دشت اریحا دریافتند و صدقیا را دست گیر کرده به ربله بحضور نبوخد نصر بردند و او وی را بر بیوفائی و پیمان شکنی که کرده بود سخت سرزنش کرد و بفرمود که بکیفر این کار زشت فرزندان او را پیش چشمش بکشتند، سپس فرمان داد تا چشمان او را کندند و بند نهاده مغلولاً او را به بابل بردند (دوم پادشاهان ۲۵:۱ -۱۱ و دوم تواریخ ایام ۳۶:۱۲ -۲۰) و بدینطور نبوتی که در بارهٔ او شده بود که ببابل برده خواهد شد اما آن را نخواهد دید کامل گشت (ارمیا ۳۲:۴ و ۵ و ۳۴:۳، مقابل حزقیال ۱۲:۱۳). (از قاموس کتاب مقدس). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی و مجمل التواریخ و القصص ص ۱۴۵ شود.[ ] (اِخ) یکی از رؤسای دیوانخانهٔ یهویاکم (ارمیا ۳۶:۱۲). (قاموس کتاب مقدس).[ ] (اِخ) یکی از مدعیان نبوت که نبوخد نصر (نبوکد نزر) امر بقتلش داد. (ارمیا ۲۹:۲۱ و ۲۲). (قاموس کتاب مقدس).[ ] (اِخ) یکی از کسانی که عهدنامه را مهر کردند (نحمیا ۱۰:۱). (قاموس کتاب مقدس).[ ] (اِخ) یکی از مدعیان نبوت که در ایام آحاب بود (اول پادشاهان ۲۲:۱۱ و ۲۴ و دوم تاریخ ایام ۱۸:۱۰ و ۲۳). (از قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «صدقیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر