معنی صدقات
9 بازدید
[ صَ دَ ] (ع اِ) جِ صَدَقة. (منتهی الارب): نالد همی بزاری و گرید همی بدرد آنکس که یافتی صدقات و زکات تو. مسعودسعد. زیان رسیده را تفقد نماید که اعظم صدقات است. (مجالس سعدی). رجوع به صدقة شود. || جِ صَدقَة. (قطر المحیط) (منتهی الارب). و رجوع به صدقة شود.[ صَ دُ ] (ع اِ) جِ صَدُقَة. (قطر المحیط) (منتهی الارب) (ترجمان علامهٔ جرجانی). رجوع به صدقة شود.[ صُ دُ ] (ع اِ) جِ صُدَقَة. (قطر المحیط) (اقرب الموارد). رجوع به صدقة شود. || جِ صُدُقَة. (منتهی الارب). رجوع به صدقات شود.[ صُ دَ ] (ع اِ) جِ صُدَقَة. (منتهی الارب) (قطر المحیط). رجوع به صدقة شود.[ صُ ] (ع اِ) جِ صُدقَة. (قطر المحیط) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صدقات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر