معنی صدفوش
6 بازدید
[ صَ دَ وَ ] (ص مرکب) بمانند صدف. بکردار صدف. صدفگون : معطی آن چو دریا دارندهٔ غریبان رادان آن صدف وش از دل یتیم پرور. شرف الدین شفروه. رجوع به صدف سان و صدف گون و صدف وار شود.
کلمات همقافیه با «صدفوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر