معنی صدساله
7 بازدید
[ صَ لَ / لِ ] (ص نسبی مرکب) دارای صد سال. مرد صدساله؛ مردی که عمر او به صد سال رسیده است. || (اِ مرکب) یادبودی بمناسبت صدمین سال تولد یا وفات شخصی یا حدوث واقعه ای یا تأسیس امری .
کلمات همقافیه با «صدساله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر