معنی صدر بار
7 بازدید
[ صَ رِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) پیشگاه. بالای مجلس. صدر مجلس : در خدمت تو آمده مخدوم پیشگان بسته به صدر بار تو چون بندگان کمر. سوزنی. خورشیدوار نور دهد بر همه جهان جمشیدوار چون بنشیند به صدر بار. سوزنی. رجوع به صدر شود.
کلمات همقافیه با «صدر بار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر