معنی صدرالشریعة
7 بازدید
[ صَ رُشْ شَ عَ ] (اِخ) برهان الدین محمودبن صدرالشریعة. وی جد صدرالشریعة عبیداللََّه بن مسعود است، و نبوغ او در حدود سال ۶۳۰ هـ . ق. بود. او راست: وقایة الروایة فی مسائل الهدایة که آن را شروح مفصلی است. (معجم المطبوعات ستون ۱۱۱۹).[ صَ رُشْ شَ عَ ] (اِخ) عبیداللََّه بن مسعودبن تاج الشریعة محمودبن صدرالشریعة احمدبن جمال الدین عبیداللََّه المحبوبی البخاری الحنفی. وی مجد را از پدران خویش بمیراث برد و از جدش تاج الشریعة محمد علم فراگرفت و بفراهم آوردن نفائس و جمع فوائد او عنایتی وافر داشت. کتاب وقایة تصنیف جد خود را، شرحی نیکو نوشت سپس باختصار آن پرداخت و نقایه نامید. او را کتابی است در اصول که تنقیح نام دارد و شرحی نفیس بنام توضیح بر آن نوشت و صدرالشعریعة به سال ۷۴۷ هـ . ق. در گذشت. مرقد او و پدران و فرزندان وی در شرع آباد به بخاراست. (معجم المطبوعات ستون ۱۱۹۹). زرکلی نویسد: وی از علمای حکمت و طبیعیات و اصول فقه است و از مصنفات اوست: تعدیل العلوم و الوشاح فی علم المعانی. (الاعلام زرکلی ص ۶۲۰).
کلمات همقافیه با «صدرالشریعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر