معنی صدا نشستن
7 بازدید
[ صَ / صِ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) آواز برنیامدن. خاموش شدن. ساکت گشتن : بلبلم را بی وصال گل دماغ نغمه نیست یار تا برخاست از مجلس، صدای ما نشست. مخلص کاشی.
کلمات همقافیه با «صدا نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر