معنی صدام
20 بازدید
[ صِ ] (ع اِ) علتی است که در سر ستور باشد. (منتهی الارب). || درد نیم سر. (مهذب الاسماء). مقابل صداع. || (اِخ) نام مردی. (منتهی الارب).[ صِ ] (اِخ) نام اسب زفربن حارث است. (منتهی الارب).[ صِ ] (اِخ) نام اسب قیس بن نشیبه است. (منتهی الارب).[ صِ ] (اِخ) نام اسب لقیطبن زرارة. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صدام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر