معنی صداع کردن
8 بازدید
[ صُ کَ دَ ] (مص مرکب) سردرد آوردن. سردرد آوردن بر اثر بانگ و فریاد: حریف جنگ گزیند تو هم درآور جنگ چو سگ صداع کند تن مزن برآور سنگ. مولوی.
کلمات همقافیه با «صداع کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر