معنی صدار
7 بازدید
[ صِ ] (ع اِ) جامه ای است که سر آن مانند مقنعه و دامن آن هر دو دوش و سینه را می پوشد و بفارسی پرهیچه گویند. و فی المثل: کل ذات صدار خالةٌ، ای من حق الرجل ان یغار علی کل امرأة. (از منتهی الارب). پیراهن خرد. (دهار) (مهذب الاسماء). || داغ که بر سینهٔ اشتر نهند بجهت نشان. (منتهی الارب). داغ که بر سینهٔ اشتر نهند. (مهذب الاسماء). || پیش بند ستور. (منتهی الارب).[ صُ ] (اِخ) موضعی است نزدیک مدینه و آن را صدارة نیز گویند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر