معنی صداد
9 بازدید
[ صِ ] (ع اِ) پرده و مانند آن. (منتهی الارب). ستر.[ صُ دْ دا ] (ع اِ) مار. (منتهی الارب) (قطر المحیط). || کلاکموش. (منتهی الارب). دویبة من جنس الجرذان. (قطر المحیط). || جانورکی است یا کربسه است. (منتهی الارب). سام ابرس. جنسی است از کرباسک. (مهذب الاسماء). || راه سوی آب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر