معنی صدائی
8 بازدید
[ صُ ] (اِخ) حسین بن علی بن یزید صدائی اکفانی. وی از عبداللََّه بن نمیر و ابواسامة و ازهر و پدر او روایت کند. از او محمدبن ادریس رازی مکنی به ابوحاتم به بغداد حدیث شنید. (الانساب سمعانی ص ۳۵ برگ الف).[ صُ ] (اِخ) حسین بن علی بن یزید. وی از وکیع و مردم عراق و از او محمدبن اسحاق سراج مکنی به ابوالعباس حدیث کند. (الانساب سمعانی ص ۳۵۰ برگ الف).[ صُ ] (اِخ) زیادبن حرث. ابن ابی حاتم گوید: وی یمانی است و او را صحبت است. (الانساب سمعانی ص ۳۵۰ ورق الف).[ صُ ] (اِخ) علی بن الحسین. وی کوفی الاصل است و از پدر خود روایت کند، از او احمدبن فضل بن خزیمه مکنی به ابوعلی و محمدبن عبداللََّه شافعی مکنی به ابوبکر حدیث دارد وی به سال ۲۸۶ هـ . ق. درگذشت. (الانساب سمعانی ص ۳۵۰ ورق الف).[ صُ ] (اِخ) علی بن یزید. وی از زکریابن ابی زایده و جماعتی از مردم کوفه و از او ابوالحسین بن علی بن یزید حدیث کند. ابن حبان او را در زمرهٔ ثقات آورده گوید از مردم کوفه است. (الانساب سمعانی ص ۳۵۰ ورق الف).[ صُ ] (اِخ) عمروبن صبیح. وی از شجعان نامبردار کوفه است و در وقعهٔ طف حاضر بوده و گوید اصحاب حسین را مجروح کردم اما تنی از آنان را نکشتم مختار به سال ۶۶ هـ . ق. وی را به طعن نیزه ها بکشت. (الاعلام زرکلی ص ۷۳۴).
کلمات همقافیه با «صدائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر