معنی صدأ
9 بازدید
[ صَ دَ ] (ع اِ) زنگ آهن و مس و جز آن. (منتهی الارب). زنگار آهن. (بحر الجواهر) (مهذب الاسماء) (دهار): جام جهان نمای از خجلت او صَدَأ پذیرفته است. (سندبادنامه ص ۲۵۶). || زنگک که در چشم کشند. (مهذب الاسماء). || (ص) مرد نازک بدن لطیف اندام. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صدأ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دأ» برای سرودن شعر