معنی صخره صماء

معنی صخره صماء

8 بازدید
[ صَ رَ / رِ یِ صَ مْ ما ] (ع اِ مرکب) صخرة صَمّاء؛ سنگ سخت رست. (منتهی الارب). || (اِخ) سنگی است در بیت المقدس که در هوا معلق مانده. چون یک بار زنی حامله را از خوف در زیر آن وضع حمل شده بود لهذا دیواری بزیر آن سنگ کشیده اند و گویند که دیوار با آن سنگ وصول نیافته، هنوز در هوا معلق است. (غیاث اللغات): زمزم فشانم از مژه در زیر ناودان طوفان خون ز صخرهٔ صما برآورم.خاقانی. صخره برآورد سر رفعت چو مصطفی شکل قدم بصخرهٔ صما برافکند.خاقانی. کعبه را بینند از حلقهٔ در حلقهٔ زلف نقطهٔ خالش از آن صخرهٔ صما بینند. خاقانی. خاک اگر گرید و نالد چه عجب کآتش را بانگ گریه ز دل صخرهٔ صما شنوند. خاقانی. بگوش صخرهٔ صما اگر فروخوانم ز ذوق چاک زند کوه صدرهٔ خارا. کمال اسماعیل. نه آفتاب و نه مهتاب نور بخشیدی اگر مقیم بدندی چو صخرهٔ صما.مولوی. حاجت موری بعلم غیب بداند در بن چاهی بزیر صخرهٔ صما.سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «صخره صماء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید