معنی صحن پالوده
6 بازدید
[ صَ نِ دَ ] (اِ مرکب) کنایه از اندام نهانی زن بکر است. (آنندراج از شرح سکندرنامه). || در دو بیت ذیل نظامی «صحن پالوده» بمعنی صحن (بشقاب، کاسه) پالوده (فالوذج) است. رجوع به پالوده شود: انگبین بروغن آلوده چرب و شیرین چو صحن پالوده.نظامی. شهد انجیر و مغز بادامش صحن پالوده کرده در جامش.نظامی.
کلمات همقافیه با «صحن پالوده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر