معنی صحرة
8 بازدید
[ صَ رَ ] (ع ص) گویند: لقیته صحرة بحرة، بالفتح بلاتنوین؛ یعنی دیدم او را گشاده بی حجاب و پرده و کذا صحرة بحرة بالتنوین. (منتهی الارب). دیدم او را رویاروی. (مهذب الاسماء).[ صُ رَ ] (ع اِ) زمین هموار نرم میان سنگستان. ج، صُحَر. (منتهی الارب). صحراء. (مهذب الاسماء). || سرخی سپیدی آمیخته. (منتهی الارب). || تیرگی با سرخی کمی به سپیدی آمیخته. (منتهی الارب).[ صُ رَ ] (اِخ) زمینی است غربی وادی صفراء. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صحرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر