معنی صحراگرد
8 بازدید
[ صَ گَ ] (نف مرکب) بیابان گرد. || آنکه در بیابان گردد و کشت هاو مزارع را بپاید چهارپا و مردمان بدان گزند نرسانند. رجوع به صحراگردی شود.
کلمات همقافیه با «صحراگرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر