معنی صحراخرام
7 بازدید
[ صَ خُ ] (نف مرکب) بناز روندهٔ در صحرا. خرامندهٔ در صحرا: شتابنده را اسب صحراخرام یرق داده زآن به که باشد جمام.نظامی. که رسمی بود کآن صحراخرامان بصید آیند بر رسم غلامان.نظامی. مغرب گروهی است صحراخرام مناسک رها کرده ناسک بنام.نظامی.
کلمات همقافیه با «صحراخرام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر