معنی صحب
6 بازدید
[ صَ ] (ع اِ) جِ صاحب. (منتهی الارب). اسم جمع صاحب. (غیاث اللغات). || (مص) بازکردن پوست مذبوح را و پاکیزه ساختن. (منتهی الارب).[ صَ ] (اِخ) ابن سعد. پدر قبیله ای است و از آن قبیله است اشعث صحبی شاعر. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صحب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حب» برای سرودن شعر