معنی صحاف
7 بازدید
[ صِ ] (ع اِ) فراهم آمدنگاه کوچک، آب را. (از منتهی الارب). جای جمع شدن آب. (غیاث اللغات). || جِ صحیفه : از صحاف مثنوی این پنجم است در بروج چرخ جان چون انجم است. (مثنوی). این جمع در منتهی الارب و اقرب الموارد و تاج العروس و دزی دیده نشد ولی در فرهنگ ناظم الاطباء آمده است.[ صِ ] (ع اِ) جِ صَحفَه. (منتهی الارب) (ترجمان علامهٔ جرجانی).[ صَ حْ حا ] (ع ص، اِ) مصحف فروش. (ربنجنی) (معجم البلدان). || آنکه کتاب را بخیه زند و جلد کند. جلدساز کتاب. ترتیب دهندهٔ صحف. || فروشندهٔ صحف. || کسی که در خواندن صحیفه خطا کند. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «صحاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر