معنی صحابة
6 بازدید
[ صَ بَ ] (ع مص) یار شدن و یاری کردن و بکسر اول خطاست [ بمعنی مصدری ] . (غیاث اللغات). || یاری نمودن. آمیزش کردن. و مؤلف منتهی الارب گوید: به کسر نیز آمده است. صحبت کردن. (تاج المصادر بیهقی). همراهی. مصاحبت: مکتوب به صحابت چاپار واصل شد. (مکتوبات متداوله).[ صَ / صِ بَ ] (ع اِ) جِ صاحب. (منتهی الارب) (قطر المحیط).[ صَ بَ ] (اِخ) یاران پیغمبر (ص). کسانی که درک حضور پیغمبر اسلام را کرده اند. و در نفایس الفنون آرد: صحابه به اعتبار سبقت اسلام و هجرت و وفور علم و فضیلت و کثرت ملازمت و روایت، و حضور در مقامات فاضله دوازده طبقه اند. و مشهور چنان است که عدد ایشان سی هزار بود. اما ابوزراعهٔ رازی که از اکابر تابعین است گوید که چون پیغمبر (ص)درگذشت عدد اصحاب وی که از او حدیث کرده اند یکصدو چهارد ه هزارتن بودند... و علما را خلاف است که صحابی کیست. محمدبن اسماعیل بخاری در صحاح آرد: هرکه رسول را دیده باشد بشرط اسلام او را صحابی خوانند، هر چند ازاو روایت نکرده باشد. و اکثر اهل حدیث و اهل اصول را رأی چنین است، و گروهی گویند صحابی کسی است که او را با رسول (ص) مدتی صحبت روایتی باشد. و سعیدبن مسیب گفت آن است که یکسال یا زیاده با پیغمبر (ص) صحبت داشته و در غزوه ای یا زیاده با او بوده و نخست کسی که بدو ایمان آورد نزد بعضی، علی علیه السلام بود. و بعضی گویند زید بود و بیشتر بر آنند که ابوبکر بود و ثعلبی گفت به اجماع امت، اول و آخر کسی (؟) که به او ایمان آورده خدیجه بود و گروهی گفتند از کودکان علی علیه السلام بود و از زنان خدیجه و از کهول ابوبکر و از موالی زید و از عبید بلال، و آخر کس در مرگ، ابوالطفیل عامربن وابله (صحیح: واثلة) بود که در مکه به سال صد از هجرت درگذشت و انس بن مالک در نود و سه از هجرت در بصره بمرد و از میان اصحاب ابی هریره و ابن عباس و جابر و ابن عمر و انس و عایشه روایت بیشتر داشتند و ابن عباس فتاوی بیشتر داشت و بعضی گفتند ابن مسعود و زیدبن ثابت و ابن عباس. و اصحابی که اسامی ایشان عبداللََّه است ۱۲۰ تن اند... و در عدالت آنان خلاف است. اکثر علماء برآنند که اصل عدالت اصحاب است لقوله (ص): خیر الناس قومی. و بعضی گویند همه بعدالت موصوف بودند تا بوقت ظهور فتنه که در آخر عهد عثمان بود، و هر چه پیش از آن نقل کرده باشند بی تعدیل مقبولست. و مذهب معتزله آن است که همه عدلند، الا آنان که با علی «ع» مقابله کردند. و گروهی گفتند روایت ایشان وقتی مقبول بودی که بعضی در بعضی طعن نکردی، لیکن هر یکی از ایشان در دیگری طعن زد -چنانکه ابوهریره روایت کرد که: المرأة والکلب و الحمار یقطعون الصلوة. عایشة در غضب شد و گفت: لاخنقن اباهریرة، صلی النبی صلی اللََّه علیه و انا بینه و بین القبلة فی سریر واحد. و اگر صحابه همه بعدالت موصوف بودندی چون عُمر ایشان را بولایت میفرستاد، نصیحت نکردی که از پیغمبر (ص) بسیار روایت مکنید. و نقل است که بیشتر صحابه چون روایت کردندی، علی (ع) ایشان را سوگند دادی. و نزد اکثر اهل حدیث تابعی کسی است که صحابه را دیده باشد و گروهی گفتند کسی است که او را با صحابی صحبت است و از او حدیثی یا اَثَری نقل کرده باشد. و نزد بعضی تابعین پانزده طبقه اند: طبقهٔ اعلی و آنان کسانی هستند که عشرهٔ مبشره را دریافتند چون قیس بن ابی حازم، و ابن مُسیب. و بعضی گفتند ابن مُسیب در خلافت عمر متولد شد و ابوبکر را درک نکرد، و بعضی گویند او از عشره بجز از سعد روایت نکرد و بعد از این طبقه آنان که ده تن از اولاد صحابه را که در عهد پیغمبر(ص) متولد شده اند دریافته اند چون محمدبن ابی بکر، و عبداللََّه بن ابی طلحة. و ابی امامة اسعدبن سهل، ابن احنف و ابوادریس خولانی، و آنانکه زمان جاهلیت و زمان نبوت را دریافته و پیغمبر را ندیده باشند مخضرمون خوانند، لانهم خضرموا ای قطعوا و حرموا عما ادرکه غیرهم، و مُسلم آورده است که ایشان هشت نفر بودند، اما بیشترند، چه ابومسلم خولانی، و احنف، و عبداللََّه بن ثوب از مخضرمون اند، و او به شمار نیاورده و از اکابر تابعین فقهاء سبعه همچو ابن مسیب، و قسم بن محمد، و عروةبن الزبیر، و خارجةبن زید، و سلیمان بن یسار و عبداللََّه بن عتبةبن مسعود، و ابوسلمه. و بعضی گفتند سالم بن عبداللََّه. و پیش بعضی ابوبکربن عبدالرحمن بن الحارث بن هشام. و احمد حنبل گفت: افضل التابعین ابن المسیب. فقیل له: فعلقمة و الاسود؟ فقال: هو و هما. و هم از او نقل است که گفت: لا اعلم فیهم مثل ابی عثمان الهدی. و هم از او نقل است که افضل آنان قیس است، و ابوعثمان و علقمه و معروف و ابوعبداللََّه عثمان حنیف گفت نزد اهل مدینة افضل تابعین ابن مسیب است و نزد اهل کوفه اویس و نزد مردم بصره حسن بصری. (از نفایس الفنون قسم اول ص ۱۰۷: و روضهٔ مقدس پیغمبر (ص) با بسیار صحابه بمدینه است. (حدود العالم). رسول کو و مهاجر کجا و کو انصار؟ کجا صحابهٔ اخیار و تابع اخیر؟ناصرخسرو. بهر این معنی صحابه از رسول ملتمس بودند مکر نفس غول.مولوی.
کلمات همقافیه با «صحابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر