معنی صت
7 بازدید
[ صَ ت ت ] (ع مص) بهم واکوفتن. (تاج المصادر بیهقی). راندن به قهر یا بدست زدن و کوفتن. || سخت بانگ کردن. || تهمت کردن کسی را بداهیة یا بسخن. || (اِ) گروه مردم. و منه الحدیث: قاموا صتین؛ ای جماعتین، و یروی صتیین. || بانگ سخت. (منتهی الارب).[ صِ ت ت ] (ع ص، اِ) ضد و ناهمتا. || گروه مردم. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صت» برای سرودن شعر