معنی صبیحة
7 بازدید
[ صَ حَ ] (ع اِ) بامداد. (منتهی الارب) (دهار) (مهذب الاسماء).[ صَ حَ ] (ع ص) تأنیث صبیح. و رجوع بدان لغت شود.[ صَ حَ ] (اِخ) وی زوجهٔ مستنصر باللََّه حکم بن عبدالرحمن نهمین خلیفه از خلفای اموی اندلس است که با مهارت در علوم و ادب و سیاست و هنگام خلافت شوهر خویش نفوذ و اقتدار فراوان داشت و چون شوهر وی درگذشت فرزند او المؤید باللََّه خردسال بود و صبیحة تا مدتی بنیابت از وی تمام امور کشور را در دست داشت و بر اثر مساعی حاجب خود محمدبن عبداللََّه بن ابی عامر ممالک خویش را وسعت داد و شأن و شکوه دولت اسلامی اندلس را بیفزود و به سال ۳۹۸ هـ . ق. درگذشت. (قاموس الاعلام ترکی).[ صَ حَ ] (اِخ) ابن حارث بن جبیلة القرشی التیمی. وی از صحابه و مهاجرین و از قرشیان است که از جانب خلیفهٔ دوم بتحدید اعلام حرم شریف مأمور و در سفری بالتزام رکاب خلیفه دعوت شد. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «صبیحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر