معنی صبوحی زدن
6 بازدید
[ صَ زَ دَ ] (مص مرکب) صبوحی نوشیدن. نوشیدن شراب در بامداد: بر من که صبوحی زده ام خرقه حرامست ای مجلسیان راه خرابات کدامست؟سعدی. - صبوحی زده؛ که صبوحی نوشیده باشد، که شراب صبحگاهی زده باشد: بصفای دل رندان صبوحی زدگان بس در بسته بمفتاح دعا بگشایند.حافظ. یاد باد آنکه صبوحی زده در مجلس انس جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود.حافظ.
کلمات همقافیه با «صبوحی زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر