معنی صبوب
8 بازدید
[ صَ ] (ع ص) ریخته از آب و مانند آن. (منتهی الارب). آنچه ریخته شود بر عضو انسان ریختنی فراخ، از آب و جز آن. (بحر الجواهر).
کلمات همقافیه با «صبوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر