معنی صبن
8 بازدید
[ صَ بَ ] (ع مص) بازداشتن هدیه یا برّ یا معروف را از کسی. (منتهی الارب). قدح شراب و هدیه و جز آن از کسی بگردانیدن. (تاج المصادر بیهقی). || گرفته زدن کعبتین. (تاج المصادر بیهقی). صبن المقامر الکعبتین (صبناً)؛ هر دو کعبتین را در دست راست و برابر کرده زد قمارباز. (منتهی الارب). سواهما فی کفه فضرب بهما. (اقرب الموارد). || صبن عنه الکاس (صَبناً)؛ برگردانید از وی کاسه را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صبن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بن» برای سرودن شعر