معنی صبح جزا
6 بازدید
[ صُ حِ جَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) بامداد محشر. صبح قیامت. صبح روزی که اعمال مردم را کیفر یا پاداش دهند: نفسی کز جگر سوخته آید بیرون تا دم صبح جزا گرم بود بازارش.صائب.
کلمات همقافیه با «صبح جزا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زا» برای سرودن شعر