معنی صبحنشینان
7 بازدید
[ صُ نِ ] (اِ مرکب) جِ صبح نشین، اسم فاعل مرکب مرخم. کنایت از صبح خیزان است که مردمان عابد سحرخیز باشند. (برهان): صبح نشینان چو شمع، ریخته اشک طرب اشک فشرده قدح، شمع گشاده شراب. خاقانی.
کلمات همقافیه با «صبحنشینان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر