معنی صبحدل
6 بازدید
[ صُ دِ ] (ص مرکب) مردم صاف دل و روشن ضمیر و متقی و پرهیزکار باشد. (برهان): گفتمش ای صبحدل، سکهٔ کارم مبر زرّ و سر اینک ز من، سکهٔ رخ برمتاب. خاقانی.
کلمات همقافیه با «صبحدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر