معنی صبحخند
6 بازدید
[ صُ خَ ] (ص مرکب) بشاش. خرم. شادان. آنکه خندهٔ او در صفا مانندهٔ صبح بود: جهان روشن بروی صبح خندت فلک در سایهٔ سرو بلندت.نظامی.
کلمات همقافیه با «صبحخند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر