معنی صبحة
6 بازدید
[ صَ حَ / صُ حَ ] (ع اِ) خواب پگاه و منه: الصبحة تمنع الرزق. || هر چه بدان پگاه تعلل و مشغولی کنند. || سیاهی مایل بسرخی. || سپیدی مایل بسیاهی. || سرخی مایل بسپیدی یا زردی. (منتهی الارب).[ صَ حَ ] (اِخ) قلعه ای است به دیاربکر میان آمد و میافارقین. (معجم البلدان) (منتهی الارب).[ صُ حَ ] (ع مص) فورموی شدن. || (اِ) درخش آهن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صبحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر