معنی صباغ
9 بازدید
[ صِ ] (ع اِ) جِ صبغ. نانخورش. (منتهی الارب).[ صِ ] (ع اِ) رنگ. (منتهی الارب).[ صَ بْ با ] (ع ص) صیغهٔ مبالغت از صبغ. رنگرز. رنگ ساز. || دروغ گوی که سخن را رنگ میدهد و دگرگون می سازد و فی الحدیث: اکذب الناس الصباغون قیل یحتملهما. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صباغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر