معنی صبارة
7 بازدید
[ صُ رَ ] (ع اِ) سنگ و یا سنگ نرم. (اقرب الموارد).[ صَ بارْ رَ ] (ع اِ) سختی سرمای زمستان. (منتهی الارب). سختی سرما. (اقرب الموارد).[ صَ بْ با رَ ] (ع ص، اِ) زمین درشت بلند. (منتهی الارب). زمین غلیظ مشرف که در آن گیاه نباشد و گیاه نرویاند. (اقرب الموارد).[ صَ رَ ] (ع مص) کفیل و پذرفتار شدن کسی را. (منتهی الارب). پایندانی. ضمانت. (دهار). کفالت. (اقرب الموارد). || انبار کردن گندم. (منتهی الارب).[ صَ رَ ] (ع اِ) سنگریزها. (منتهی الارب). سنگ. (اقرب الموارد). || پاره ای از آهن یا سنگ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ صَ رَ ] (اِخ) ابن مالک. مکنی به ابوشریح. تابعی است.[ صَ بْ با رَ ] (ع اِ) گیاهی است که آن را به لاتین الوس واریگاتا خوانند.
کلمات همقافیه با «صبارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر