معنی صبار
7 بازدید
[ صَ بْ با ] (ع ص) صیغهٔ مبالغه از صبر. شدیدالصبر. بسیار شکیبا. شکیبا. (معجم البلدان).[ صَ بْ با ] (اِخ) نامی از نامهای خدا.[ صُ ] (ع اِ) صُبّار. تمرهندی است : مرا کرد محموم صداع خمار رسان ساقیا آن شراب صبار. میرنظمی (از فرهنگ شعوری ج ۲ ص ۱۶۰). رجوع به تمر هندی شود.[ صِ ] (ع اِ) جِ صُبرَة. رجوع به صبرة شود.[ صِ ] (ع اِ) سربند شیشه و مانند آن. (منتهی الارب). سداد. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «صبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر