معنی صاین
6 بازدید
[ یِ ] (ع ص) نگاهدارنده. متحفظ. || پرهیزکار: در مواضی ایام دهقانی بوده است صاین و متدین و متورع و متقی. (سندبادنامه ص ۱۲۹). رجوع به صائن شود. || در مغولی بمعنی نیک است. (تعلیقات ادگار بلوشه بر جامع التواریخ رشیدی ص ۲۸).
کلمات همقافیه با «صاین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر